آخرش

گفت تا آخرش می مانم

خندیدم

با ناراحتی پرسید چرا می خندی؟

گفتم چون آخرش را میدانم

امروز نگاهش کردم

به شانه اش زدم

برگشت

لبخند زیبایی بر لبانش نقش بسته بود

اشک چشمانم را پاک کردم و گفتم

این آخرش بود.

گشایش

اشک چشمان خسته و بغض گلوی گرفته ام

سینه ی پر درد و دل خونم

همه و همه نشان له شدن است

امیدم دارد خفه می شود زیر هجوم طغیان تنهایی 

کم آورده ام،هنوز وقت گشایش نیست؟

خیلی زود

نه دیگر حوصله شمردن ثانیه ها را دارم

نه تاب آمدن،نه حسرت رفتن

فقط دوست دارم برای مدت زمانی هرچند اندک زندگی کنم

در دنیایی زندگی کنم که همه در آن بردگی می کنند بندگش را

آنگاه خرسند به رفتن لبخند میزنم چرا که میدانم دیگر زود برام دیر نشده است

برای دیگران می گویم تا بدانند

گاهی خیلی زود دیر می شود.

دیوانه ترین انسان روی زمین

من دیوانه ترین انسان روی زمینم

وحشیانه ترین وحشت ها در وجودم نهفته

با صورتی مملول از وحشت نگاهم نکن

می توانی بمان،نمی توانی برو

متشکرم بابت تا این لحظه ماندنت

در را هم پشت سرت ببند

می خواهم تنهایی را نفس بکشم آنقدر که بی نفسم کند.

خدای دانه های انار

زیبایی دانه هایش به کنار

مست رنگش می شوی وقت نظاره کردنش

خمار مزه ترش و شیرین یا ملسش

چقدر منظم و مرتب

به یقین دقت خاصی پشت این نظم نهفته است

و باز در دل می گویی

آخر چگونه ممکن است زندگی من را به هم ریخته آفریده باشد 

خدای دانه های انار.

راز و سوختن

چه رازیست پشت سکوت ناگهانیت نمی دانم

آتش گرفته دلم از این راز

راضی نباش به این سوختن.

حس آرامش

برایت حس آرامش شده همزداه لب هایم

برایت زندگی با عشق دعا کردم تو شب هایم

به دستان خدا دادم تو را با حس خوشبختی

یقینبا یاد و با نامش خیلی آسون می شه سختی

برایت قطره ی اشکی گذاشتم توی این رویا 

تا تو عاشق بمونی باز توی بی رحمی دنیا

اضافه

میدونی اضافه یعنی چی؟

ناراحت نشو، منم نمیدونم

خنده داره،نه؟

میدونم چی تو ذهنت میگذره

چرا داری گریه می کنی؟

دروغ گفتم منم مثل تو خوب ، خوب معنیش رو میدونم ، اما...

دونستن علتش به چه دردت می خوره؟

نذار دردی به دردات اضافه کنم مهربون.

حق گفتن

خیلی ساده و بی حاشیه می گویم

گفتی فراموشم نخواهی کرد و خواستی فراموشت کنم

و چشم گفتم تا باز لبخند زیبایت را ببینم

اما حق گفتن که دارم نه؟ 

پس خیلی مراقب خودت باش و تلاشت را انجام بده تا موفق باشی.

حدس بزن؟

آدمی که راحت تو بارون سر خودش کلاه میزاره دیگه نیازی نداره کسی سرش کلاه بذاره

هر چی دنبال چترم گشتم پیداش نکردم

مجبور شدم کلاه بابام رو بردارم می دونی چرا؟ 

حدس بزن؟

نام زیبای تو

کاش می شد

کاش توانش را داشتم

لیاقت می خواهد که چون منی ندارد

همین که می توانم نامت را ببرم

برایم کافیست

دلخوشیم بردن نام زیبای توست و بس 

یا حسین فاطمه علیه السلام .

اشرف مخلوقات عالم

نه زمین آرام است و نه آسمان

نگفته پیداست چه خبر است در گیتی

بیهوده کاوش نکن ذهن غبار گرفته ات را

عزای اشرف مخلوقات عالم است.

تشنه لب

بوسه باران کرد آب دستانت را

وقتی دستانت را در فرات فرو کردی

حسرت خورد خاک از این بوسه

آری

آب تشنه لبانت بود

و کبود شد از سوز این عطش

مشک طاقت از کف داد و از غمت گریست

گریست تا خیمه گاه حسین بشکند 

و خاک بیقرار از بوسه باران کردن صورتت.